معلم بایستی به پیمان الهی که تعلیم و تربیت صحیح متربی می باشد همت گمارد و بهترین روشهای تربیتی را برای هدایت و زمینه سازی رشد و ارتقاء متربی بکار گیرد،قران کریم می فرماید " و زمانی که از پیامبران  (برای ابلاغ وحی )پیمان گرفتیم و از تو واز نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم و از همه پیمانی استوار گرفتیم."پس معلم نیز که ادامه دهنده را انبیاء الهی می باشد باید به این عهد و پیمان استوار باقی بماندو نیزابلاغ پیام الهی به انسانها برعهده پیامبران است که می فرماید"بر پیغمبر خدا جز تبلیغ احکام الهی وظیفه ای نیست و خدا هر چه بندگان آشکار داشته یا پنهان دارند می داند."پس معلم بایستی به تبلیغ و ترییت شاگرد بپردازد. ابلاغ یعنی اجرای برنامه، همان طور که وظیفه پیامبر ابلاغ پیام الهی است، وظیفه معلم عمل به تعهداتش است. او در کلاس باید وقتش را صرف برنامه درسی کند . همه معلمین باید به برنامه درسی عمل کنند تا نظم و انضباط بر آموزش و پرورش حاکم شود و افراد از الگوهای منفی پیروی نکنند.البته معلم یکی از ارکان تربیتی است و همه چیز نیست. بخش از توفیقات تربیتی  به موضوعات تربیتی بر می گردد، موضوع هایی که بر خواسته های شاگرد منطبق باشد.کتاب درسی باید جنبه هدایتی داشته باشد و بر متعلم اثر بگذارد. پس کتاب درسی یکی دیگر از ارکان تربیت است. ولی محوری ترین رکن تربیت شاگرد است. اگر شاگرد تلاش کافی نداشته باشد،نقش معلم و کتاب کمرنگ می شود. البته از لحاظ اول شروع کننده فرایند تعلیم و تربیت ، معلم اولین نقش را ایفا می کند. وهمچنین انذار که قران می فرماید"و وحی می کند به من آیات این قرآن را تا آن را به شما و هر کس از افراد بشر که خبر این قرآن به او رسد بترسانم.‏.."پس معلم نیز از روش انذار هم برای متربی استفاده نمایدودر تعلیم و تربیت، معلم از یک برجستگی برخوردار است، قرآن ما را متوجه این مسئله کرده است. ویژگی برجسته معلم این است که این فرایند(تعلیم و تربیت )را آغاز میکند و دو عنصر دیگر(شاگرد و موضوع درسی )را   فعال   می کند . وقتی که معلم ماده درسی را خوب ارائه می دهد موضوع و شاگرد را فعال می کند و تعامل بین سه عنصر(معلم ،شاگرد ،موضوع) را بر قرار می کند و در این تعامل یادگیر ی صورت می گیرد. معلم هدف ها را مشخص می کند، موضوع های مناسب را انتخاب می کند، استعداد و موقعیت شاگرد را در نظر می گیرد و زمان مناسب فرایند تعلیم و تربیت را انتخاب می کند. سپس فعالیت های آموزشی و پرورشی خود را آغاز می نماید و در حین تدریس به شاگردان مسئولیت می دهد و از آن ها مسئولیت می خواهد و ارزشیابی از میزان موفقیت خود و شاگردان می نماید بدین طریق یادگیری را تداوم می بخشد. ما باید افرادی تربیت کنیم که به مقام اطیعوالرسول و اولی الامر برسند.پس هدف تربیت این است که به مقام اطاعت برسند، پیامبر را بشناسند، جایگاه پیامبر در خلقت را درک کنند و تاثیر تبعیت از فرمان های او را در ساختن یک شخصیت سالم بدانند. اطاعت از رسول به معنای تقرب به خدا است. در سلام نماز ، به این الگو توجه می کنیم . در ادعیه بعد از ذکر خدا ،باید از پیامبر ،سیره وروش او استفاده کنیم. پس مبنای دیگر تربیت اعتقاد به نبوت است که بدون آن انسان ها نمی توانند در صراط مستقیم قرار بگیرند و گرفتار نزاع ،خشونت و سلطه طاغوتیان و گرفتار غفلت و جهل  می شوند . خلاصه این که عقیده بر این است که پیامبر (ص)از جانب خداوند جهت هدایت و راهنمایی بشر آمده است و تبعت از او موجب هدایت انسان در صراط مستقیم می شود و سعادت همیشگی به وجود می آورد. لذا اعتقاد به پیامبر (ص) مبنای فعالیت های تربیتی قرار می گیرد و سیره او در زندگی فردی و اجتماعی و در مدرسه و دانشگاه به کار گرفته می شود که این همان روش الگویی است. در پایان پیامبران نشان دادن راه درست از نادرست را در میثاق خویش دارند که قران کریم می فرماید"کسانی که از این فرستاده ،پیامبر درس نخوانده که اهل کتاب او را نزد خود با همین نام و نشان در تورات و انجیل نوشته می یابند و از کار نا پسندشان باز می داردو پاکیزه ها را برای آنان حلال و پلیدیها را بر آنان حرام می کندو با گرانشان را از دوششان بر می داردو بند ها و زنجیرهایی که بر آنان تحمیل شده است از آنان فرو می گذارد.پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته و یاری اش کرده اند و از قرآن ،این کتاب روشنگری که از جانب خدا نازل شده و قرین او وگواه راستگویی اوست پیروی نموده ،آنان نیکبخت خواهند بود."پس معلم هم با هدایت و نشان دادن راه درست در مسیر هدایت الهی به تربیت شاگردان می پردازد.