تمرین عملی و تجربی تربیت الهی

در یک محیط آرام و با اخلاص صفات ذات حق را از صفات سایر مخلوقات در ذهن خود جدا نموده، مورد تفکر و تأمل قرار دهید، تأثیر این فعالیت را بر قلب خویش تجربه کنید، سپس آثار آن را ارایه فرمایید.

لطفا در صورت امکان و صلاحدید تاثیرات دریافتی را از طریق ارایه نظر ارسال فرمایید.

با تشکر فراوان

بعد از تمرین فوق در صورت علاقه متن ذیل را مطالعه فرمایید.

با تفکر و تأمل در صفات ذات حق و جدا نمودن آن از صفات سایر مخلوقات در ذهن خود بر این باور می رسیم که چقدر همه مخلوقات در برابر خالق یکتا کوچک و ضعیف هستند و خداوند متعال با وجود قدرت کامل ،علم همیشگی ،ازلی و ابدی بودن او، کمال مطلق و یگانگی ذات حق با محبت و عشق لایتناهی با مخلوقات خویش به رحمت ،مهربانی ،بخشش ،احسان و بزرگواری برخورد می نماید و چقدر نسبت به این رحمت واسعه الهی، انسان کفران نعمت می نماید و به جای شکر واقعی ،اکثریت با دید انسانی و منفعت طلبانه به آن نگاه می نمایند و از وضعیت موجود راضی نیستند در صورتی که خالق یکتا حداکثر  نعمت و لطف را به آنها ارزانی داشته است.گاهی تکبّر که فقط برازنده خداوند باری تعالی می باشد را برگزیده و برای خود بزرگی و مقام طلب می نماید که باعث سقوط انسان در حضیض ذلت می شود.از طرفی صفات کریمانه الهی برای انسان سرمشق و الگو می شود و انسان همت خویش را والاوعزم خود را جزم می نماید تا خود را متخلق به صفات ارزشمند خدایی سازد و این احساس بر انسان مستولی می گردد و غمی مقدس انسان را فرا می گیرد که چقدر از پروردگار خویش فاصله گرفته است و به یاد این بیت شعر می افتد که :

ذات نایافته از هستی بخش       کی تواند که شود هستی بخش

اینجاست که آتشی درونی در وجود انسان شعله می کشد که:

کز نیستان چون مرا ببریده اند        از نفیرم مرد و زن نالیده اند

و سینه ای شرحه شرحه از فراق طلب می نمایم تا به کمال مطلوب و قرب الهی برسم و تمام فکر و اندیشه و تلاش و کوشش انسان با تأمل و تفکر واقعی در صفات حق معطوف به حرکت و وصال به این صفات والا می گردد و جایگاه واقعی خلیفة الهی بر انسان بیشتر معلوم و مشخص می گردد.

تقدیم رهنمودهای تربیتی براساس قران کریم

 

سرور ارجمند و گرانمایه

مطالبی کوتاه در زمینه تربیت از دیدگاه قران کریم تقدیم می گردد لطفا در صورت علاقه و داشتن فرصت پاسخ سوال ذیل را از طریق  "نظر بدهید" ارسال فرمایید.

 

 از نظر شما آیا با مطالعه مطالب ذیل تغییراتی در فکر و رفتار فرد ایجاد می شود؟در صورت پاسخ بله، این تغییرات را ارایه فرمایید.

با سپاس و امتنان

ایمان به خدا منشأ هدایت و تربیت صحیح انسان

 

ایمان به خداوند حقیقتاً منشاء هدایت و تربیت صحیح انسان می باشد ایمان به آنکه خداوند هدایتگر مخلوقات است و هر کس را بخواهد هدایت می نماید و هر که را او خواسته حقاً هدایت یافته است و کسانی که به گمراهی می افتند واقعاًزیانکارند در واقع با ایمان به پروردگار متعال است که نقش خالق یکتا به عنوان پدید آورنده هستی و هدایت کننده در قلب انسان جای می گیرد و انسان با اعتقاد و شناخت خداوند یگانه نگرش خداگونه پیدا می نماید و رفتار و اعمالش نیز در جهت رضای الهی و رسیدن به قرب الهی قرار می گیرد. اعتقاد به اینکه خداوند خالق و مدبر و هدایت کننده عالم آفرینش است و با تفکر در مخلوقات و خلقت آنهاو نیزدر صفات ذات الهی و تدبر در هدایت الهی ،نور هدایت در انسان متجلی می شود و سعادت خویش را در عمل به دستورات الهی می یابد و به سوی وصال و کمال مطلوب انسان حرکت می نماید و تربیت صحیح و جامع بر انسان رهنمون می شود که خاستگاه آن ایمان به خداوند متعال و شناخت و معرفت ذات باری تعالی در حد توان بشری می باشد لذا اعتقاد و ایمان به پروردگار متعال را باید شروع هدایت و تربیت صحیح انسانی دانست که گام های بعدی جهت رفتار و عمل به فرامین حق تعالی را برای انسان هموار و مساعد می سازد.

خودشناسی مقدمه تربیت انسان

شناخت خود از معرفت های مهم انسان می باشد داریم که معرفه النفس انفع المعارف و همچنین من عرف نفسه فقد عرفه ربه خداشناسی هم در سایه خودشناسی صورت می پذیرد با مطالعه و تدقیق در ایات قران کریم ،انسان خود را در آیینه آیات مورد شناسایی قرار می دهد، تواناییها، ضعف، وظایف، ابتلائات، آزمونهای خود را شناسایی می کند و قوانین حاکم بر زندگی خود را کشف می کند و بر آن اساس نیات و اعمال خود را تنظیم می نماید. تا این که مرحله موت فرا رسد و در حیاتی دیگر(حیات ابدی) قرار گیرد. داریم «بَلِ الْانسَانُ عَلىَ‏ نَفْسِهِ بَصِيرَة»(قیامت 14) «بلکه انسان به وضع خویش بینا است.» انسان فطری و تربیت یافته در صراط مستقیم اقرار به یکتا پرستی دارد، لذا انسان سرشتی یگانه پرست دارد و معتقد به هدایت راستین اوست و اینکه غیر از خدا کسی می تواند او را هدایت نماید، قبول ندارد. فطرت انسان در درون خود ظرفیت ها و توانایی هایی دارد که در اثر معرفت و عمل به معارف الهی (فطرت الله) می تواند به مقام رضا و خشنودی ابدی دست یابد.درهرجا که خداوند امر به انجام عملی می فرماید،نشانی از ظرفیت و توانایی فطری انسان است،پس انسان با شناخت خود به تواناییها ،ضعفها و نعمتهای الهی بیشتر اگاهی می یابد و وظایف و مسوولیتهای خود رادر مقابل پروردگار ونظام افرینش درک نموده و نسبت به انجام کامل و مطلوب انها همت می نماید که جایگاه انسان هم در گرو اعمال و رفتار انسان می باشد و چنین فردی انسان تربیت یافته می باشد که فکر و اندیشه و رفتار او در جهت هدف خلقت و رسیدن به غایت تربیت می باشد.

تربیت پذیری انسان با توجه به رهنمودهای الهی در قرآن کریم

 

انسان موجودی تربیت پذیر می باشد که با توجه به عوامل شرایط و مقتضیات مختلف می تواند در مسیر خیر صلاح و رستگاری باشد و به مقام خلیفه الهی در زمین برسد یا درمسیر نابودی و شر قرار گیرد وبه حضیض ذلت برسد و طبق فرمایش قران کریم مشمول اولئک کالانعام بل هم اضل واقع شودکه تریبت پذیری مثبت رشد واقعی در سایه ایمان را به دنبال دارد درقران کریم داریم«و هر گناه و عمل زشت را در ظاهر و باطن ترك كنيد، كه محققا كسانى كه كسب گناه كنند به زودى به كيفر آن خواهند رسيد.»و نیز« براى جنگ با كافران، سبكبار و مجهز بيرون شويد و در راه خدا به مال و جان جهاد كنيد، اين كار شما را بسى بهتر خواهد بود اگر مردمى با فكر و دانش باشيد.»رشد فرد در قرآن به زیبایی و قدرت وابسته نیست"و هنگامي كه بندگان من از تو درباره من سؤ ال كنند بگومن نزديكم! دعاي دعا كننده را به هنگامي كه مرا مي‏خواند پاسخ مي‏گويم، پس آنها بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان بياورند تا راه يابندو به مقصد برسند. "وهمچنین داریم «و اينكه گروهي از ما مسلمانان، و گروهي ظالمند، هر كس اسلام را اختيار كند راه راست را برگزيده.»نشان دهنده تربیت صحیح انسان در مسیر هدف و کمال می باشددر داستان اصحاب کهف داریم«زماني را به خاطر بياور که آن جوانان به غار پناه بردند، و گفتند: پروردگار! ما را از سوي خودت رحمتي عطا کن، و راهِ نجاتي براي ما فراهم ساز!»و تفاوت تربیت در این ایه مشهود است «بگو (هيچگاه) ناپاك و پاك مساوي نيستند اگر چه كثرت ناپاكها تو را به شگفتي بيندازد، از (مخالفت) خدا بپرهيزيد اي صاحبان خرد، تا رستگار شويد.»پس تربیت پذیری مثبت انسان در سایه ایمان به خدا و عمل به دستورات او صورت می پذیرد.در غیر این صورت انسان تربیت پذیری منفی پیدا می نماید که برای انسان زیان و خسران به بار می آورد انسان در اثر انجام کارهای ناپسند،آن کارها به تدریج برایش زیبا جلوه می کند،همان طوری که برای فرعون چنین شد:" ....چنین آراسته شد بر فرعون کردار زشتش...."و انسان چنانچه حق را نپذیرد به باطل گراید،دچار کبر می شود:که داریم "آنان كه در آيات خدا بى‏هيچ حجت و برهان كه آنان را آمده باشد راه انكار و جدل پيمايند جز تكبر و نخوت (و قصد رياست) چيزى در دل ندارند كه به آرزوى دل هم آخر نخواهند رسيد، پس تو (از شر و فتنه آنها) پناه به درگاه خدا بر، كه خدا شنوا و بيناست‏."وانسان از آنچه خودش انجام داده است بازخواست می شود، نه آنچه دیگران انجام داده اند"و آنگاه آن روز (معاد) از نعمت ها بازخواست می شوند."و نیز"و حتماً از آنچه انجام می دادید بازخواست می شوید. " پاداش اعمال نیک ده برابر است ومجازات اعمال بد به اندازه همان کار زشت است که داریم " هر كس كار نيكو كند او را ده برابر آن خواهد بود و هر كس كار زشت كند به قدر كار زشتش مجازات شود و بر آنها اصلاً ستم نخواهد شد"از آیات مربوط به تربیت پذیری مثبت و منفی چنین بر می آید که انسان در مسیر زندگی حالت خنثی ندارد یا در راه الهی حرکت و فعالیت می کند و یا بر خلاف آن، در هر صورت تحت تربیت پذیری است و این یکی دیگر از
ویژگی های انسان است، این تربیت پذیری بر می گردد به گرایش های درونی انسان که به کدام سو تمایل دارد و حرکت می نماید به طرف فطرت خداجو و نفس مطمئنه خویش و یا گرفتار نفس اماره شده ودرمسیر انحطاط و تربیت منفی پیش می رود.

چگونگی شناسایی نیازهای انسان

 

بهترین راه برای شناسایی و شناخت نیازهای انسان مراجعه به قران کریم می باشد چرا که پروردگار خالق متعال با اگاهی کامل نسبت به همه ابعاد وجودی انسان ودر نظرگرفتن احتیاجات انسانی برای رسیدن به وضعیت مطلوب بهترین مسیر را ترسیم می نماید و این نیازها در قالب دعا ودرخواست در قران کریم امده است وبه انها ادعیه قرانی اطلاق می گردد که زبان گویای فطرت انسان هستند به طور مثال داریم«ای پروردگار ما، ما شنیدیم که منادی ایمان نداء در داد که به پروردگار خود ایمان آورید. پس ایمان آوردیم.»این ایمان منشأ بیان سایر نیازها است، که انسان بر آنها تأکید دارد و از خداوند درخواست کمک و یاری دارد. برای نمونه نیاز به داشتن بردباری در مقابل ابتلائات و آزمونها«پروردگارا قلب ما را از بردباری سرشار فرما»ونیز ایمان به پیامبر و کتاب هدایت ( قرآن کریم)«پروردگارا به آن چه فرو فرستادی ایمان آوردیم و پیرو رسولیم، پس ما را در زمره باور کنندگان دین به حساب آور و از گواهان بنویس.»از آنجایی که انسان به همه آنچه نیاز دارد آگاهی ندارد، لذا خطاب به ذات اقدس می گوید به هر خیری که تو برای من می خواهید محتاج هستم.وهمچنین نیاز به توکل بر خدا و یاری او«ای پروردگار ما به تو توکل داریم و به تو روی آوردیم و بازگشت به سوی توست. »و نیازبه عنایت همیشگی خداوند«ای پروردگار من، مرا تنها مگذار»و نیاز به صالح بودن خود، فرزند و بخشش گناهان خود والدین و مؤمنین که داریم«و مرا از بندگان صالحت در آور»و نیز «پروردگارا ! مرا فرزندی از صالحان عطا فرما»و همچنین«ای پروردگار ما، مرا و پدر و مادرم و مؤمنین را در روزی که حساب بر پا می گردد بیامرز.» هدایت از اهداف اصلی افرینش است پس نیاز به ولی و رهبر و هدایت کننده داریم در دعای دیگر قرانی امده است «پروردگارا از آن پس که مارا رهبری فرمودی دل ما را به باطل مگردان و از جانب خود ما را رحمت عطا فرما که تو بخشایشگری.»و همچنین«ما را از پیش خود سرپرستی فرست و از نزد خود یاری گسیل دار و از جانب خود بر ما مددکاری قرار بده.» نیاز به خیر و خوبی دنیا و اخرت هم داریم «ای پروردگار ما، در دنیا و آخرت به ما خیر و خوبی عطا فرما و از عذاب آتش حفظ فرما»ودر پایان نیاز به هر خیر الهی را که احتیاج واقعی انسان است مسئلت می نماییم«ای پروردگار من، همانا که به هر خیری که بر من فرو فرستی نیازمندم.»پس انسان از طریق تسلیم و تربیت الهی می تواند به بر طرف نمودن نیازها بپردازد و به اهداف درونی خود که همان حسنه دنیا و آخرت است برسد. تربیت انسان با توجه نظام آفرینش و شناخت انسان و برنامۀ تربیتی و قرآنی او صورت می پذیرد. در این رابطه به برنامه ریزی آموزش و درسی در مراحل مختلف رشد و زندگی انسان نیاز می باشد پس با تدبر در ایات دعایی قران کریم به نیازهای واقعی انسان پی می بریم ودر جهت براوردن انها و رسیدن از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب قدم بر می داریم.

جایگاه ارزشی انسان با توجه به آیات قرآن کریم

 

انسان از دیدگاه قران کریم جایگاه والایی دارد می تواند خلیفه و جانشین الهی بر روی زمین شود و همچنین مسجود فرشتگان قرار گرفته است و به بهترین صورت افریده شده است واز روح خدا در انسان دمیده شده است که خداوند موقع خلقت انسان به خودش افرین گفته است فتبارک الله احسن الخالقین در قران کریم داریم«و به تحقیق ما شما را آفریدیم، سپس تصویرتان کردیم. پس از آن به ملائکه گفتیم که آدم را سجده کنند وهمه سجده کردند جز ابلیس که از سجده کنان نبود.»و همچنین امده است «بهمين جهت بر بني اسرائيل مقرر داشتيم كه هر كس انساني را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روي زمين بكشد چنان است كه گوئي همه انسانها را كشته و هر كس انساني را از مرگ رهائي بخشد چنان است كه گوئي همه مردم را زنده كرده است، و رسولان ما با دلايل روشن بسوي بني اسرائيل آمدند، اما بسياري از آنها، تعدي و اسراف، در روي زمين كردند.» پس ازادی و احیا یک انسان به اندازه تمام انسانها ارزش داردودر قران کریم امده است «ما بني آدم را گرامي داشتيم و آنها را در خشكي و دريا (بر مركبهاي راهوار) حمل كرديم، و از انواع روزيهاي پاكيزه به آنها روزي داديم، و بر بسياري از خلق خود برتري بخشيديم.»که این جایگاه والای انسان در برابر موجودات دیگر می باشدونیز داریم«تو اي روح آرام يافته!. به سوي پروردگارت بازگرد در حالي هم تو از او خشنودي و هم او از تو خشنود است.»که انسان می تواند به نفس مطمئنه که ارامش بخش است برسد که در سایه ذکر الهی حاصل می گرددالابذکرالله تطمئن القلوب و همچنین لقاو دیدار پروردگار نصیب انسان می گردد«ای انسان! مسلماً تو با تلاش و رنجی فراوان به سوی پروردگارت می روی، پس به لقایش خواهی رسید.»واین چنین است جایگاه ارزشی انسان که اگر انسان انرا پاس بدارد ودر مسیر الهی حرکت نماید به یگانه پرستی و کمال مطلوب و قرب الهی خواهد رسید.

رابطه معلم و مربی با تربیت و شاگرد

معلم بایستی به پیمان الهی که تعلیم و تربیت صحیح متربی می باشد همت گمارد و بهترین روشهای تربیتی را برای هدایت و زمینه سازی رشد و ارتقاء متربی بکار گیرد،قران کریم می فرماید " و زمانی که از پیامبران  (برای ابلاغ وحی )پیمان گرفتیم و از تو واز نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم و از همه پیمانی استوار گرفتیم."پس معلم نیز که ادامه دهنده را انبیاء الهی می باشد باید به این عهد و پیمان استوار باقی بماندو نیزابلاغ پیام الهی به انسانها برعهده پیامبران است که می فرماید"بر پیغمبر خدا جز تبلیغ احکام الهی وظیفه ای نیست و خدا هر چه بندگان آشکار داشته یا پنهان دارند می داند."پس معلم بایستی به تبلیغ و ترییت شاگرد بپردازد. ابلاغ یعنی اجرای برنامه، همان طور که وظیفه پیامبر ابلاغ پیام الهی است، وظیفه معلم عمل به تعهداتش است. او در کلاس باید وقتش را صرف برنامه درسی کند . همه معلمین باید به برنامه درسی عمل کنند تا نظم و انضباط بر آموزش و پرورش حاکم شود و افراد از الگوهای منفی پیروی نکنند.البته معلم یکی از ارکان تربیتی است و همه چیز نیست. بخش از توفیقات تربیتی  به موضوعات تربیتی بر می گردد، موضوع هایی که بر خواسته های شاگرد منطبق باشد.کتاب درسی باید جنبه هدایتی داشته باشد و بر متعلم اثر بگذارد. پس کتاب درسی یکی دیگر از ارکان تربیت است. ولی محوری ترین رکن تربیت شاگرد است. اگر شاگرد تلاش کافی نداشته باشد،نقش معلم و کتاب کمرنگ می شود. البته از لحاظ اول شروع کننده فرایند تعلیم و تربیت ، معلم اولین نقش را ایفا می کند. وهمچنین انذار که قران می فرماید"و وحی می کند به من آیات این قرآن را تا آن را به شما و هر کس از افراد بشر که خبر این قرآن به او رسد بترسانم.‏.."پس معلم نیز از روش انذار هم برای متربی استفاده نمایدودر تعلیم و تربیت، معلم از یک برجستگی برخوردار است، قرآن ما را متوجه این مسئله کرده است. ویژگی برجسته معلم این است که این فرایند(تعلیم و تربیت )را آغاز میکند و دو عنصر دیگر(شاگرد و موضوع درسی )را   فعال   می کند . وقتی که معلم ماده درسی را خوب ارائه می دهد موضوع و شاگرد را فعال می کند و تعامل بین سه عنصر(معلم ،شاگرد ،موضوع) را بر قرار می کند و در این تعامل یادگیر ی صورت می گیرد. معلم هدف ها را مشخص می کند، موضوع های مناسب را انتخاب می کند، استعداد و موقعیت شاگرد را در نظر می گیرد و زمان مناسب فرایند تعلیم و تربیت را انتخاب می کند. سپس فعالیت های آموزشی و پرورشی خود را آغاز می نماید و در حین تدریس به شاگردان مسئولیت می دهد و از آن ها مسئولیت می خواهد و ارزشیابی از میزان موفقیت خود و شاگردان می نماید بدین طریق یادگیری را تداوم می بخشد. ما باید افرادی تربیت کنیم که به مقام اطیعوالرسول و اولی الامر برسند.پس هدف تربیت این است که به مقام اطاعت برسند، پیامبر را بشناسند، جایگاه پیامبر در خلقت را درک کنند و تاثیر تبعیت از فرمان های او را در ساختن یک شخصیت سالم بدانند. اطاعت از رسول به معنای تقرب به خدا است. در سلام نماز ، به این الگو توجه می کنیم . در ادعیه بعد از ذکر خدا ،باید از پیامبر ،سیره وروش او استفاده کنیم. پس مبنای دیگر تربیت اعتقاد به نبوت است که بدون آن انسان ها نمی توانند در صراط مستقیم قرار بگیرند و گرفتار نزاع ،خشونت و سلطه طاغوتیان و گرفتار غفلت و جهل  می شوند . خلاصه این که عقیده بر این است که پیامبر (ص)از جانب خداوند جهت هدایت و راهنمایی بشر آمده است و تبعت از او موجب هدایت انسان در صراط مستقیم می شود و سعادت همیشگی به وجود می آورد. لذا اعتقاد به پیامبر (ص) مبنای فعالیت های تربیتی قرار می گیرد و سیره او در زندگی فردی و اجتماعی و در مدرسه و دانشگاه به کار گرفته می شود که این همان روش الگویی است. در پایان پیامبران نشان دادن راه درست از نادرست را در میثاق خویش دارند که قران کریم می فرماید"کسانی که از این فرستاده ،پیامبر درس نخوانده که اهل کتاب او را نزد خود با همین نام و نشان در تورات و انجیل نوشته می یابند و از کار نا پسندشان باز می داردو پاکیزه ها را برای آنان حلال و پلیدیها را بر آنان حرام می کندو با گرانشان را از دوششان بر می داردو بند ها و زنجیرهایی که بر آنان تحمیل شده است از آنان فرو می گذارد.پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته و یاری اش کرده اند و از قرآن ،این کتاب روشنگری که از جانب خدا نازل شده و قرین او وگواه راستگویی اوست پیروی نموده ،آنان نیکبخت خواهند بود."پس معلم هم با هدایت و نشان دادن راه درست در مسیر هدایت الهی به تربیت شاگردان می پردازد.

موانع تربیت با توجه به آیات نورانی قران کریم

 

از مهمترین موانع تربیت صحیح والهی پیروی از شیطان ویاران او می باشدآنها ،انسانهایی راکه خودرا تحت ولایت شیطان قرارمی دهند، درجهت گمراهی وتباهی یاری وراهنمایی می کنند وبه هلاکت وخسران می رسانند .ولی دراین امرهیچ سلطه ای برانسان ندارند مگراینکه انسان خودراه نفوذ وسلطه را برای آنها بگشاید .قران کریم می فرماید:"ابلیس گفت : پروردگارا به سبب آنکه مرا گمراه ساختی من نیز گمراهی شان را درزمین برایشان می آرایم وهمه را گمراه خواهم ساخت جزبندگان مخلص تورا ."خداوند به شیطان فرمان داد که به مرتبه ای از وجود که فوق مرتبه ی اوست سجده کند ، ولی چون شیطان خود قانع نبودو برای خود نحوه ای استقلال قائل بود،خودرا مطرح ساخت وازسجده برآدم سرپیچی کردوگردنکشی نمود وهمین امرسبب دوری اش از رحمت خدا وسقوطش شد . واینک غفلت وگمراهی خود را به خدا نسبت میدهد وگناه خویش را ازاو می بیند .درحالی که اودراین گمراهی قاصرنبود، بلکه مقصربود.مخلصین آنانند که خدا ایشان را برای خود خالص کرده است .اما خداوند خلاف ادعای ابلیس که گفت : همه را گمراه میکنم جز بندگان مخلص تورا ، فرمود تو هیچ یک از بندگان مرا نمیتوانی گمراه سازی ، توراهی بربندگان من نداری ، جز آنان که خود از تو پیروی کنند. خودبخواهند که تودرایشان نفوذ کنی . حکومت شیطان فقط براهل گمراهی است،نه برهمه مردمان .پس قران کریم می فرماید:"تسلط او فقط برای کسانی است که وی را بر سرپرستی برمی گیرند ، وبر کسانی که آنها به خدا شرک می ورزند ."و همچنین می فرماید:"بر شیطان مقرر شده است که هر کس اورا به دوستی گیرد ، قطعا اووی را گمراه می سازد وبه عذاب آتشش میکشاند."میدان تاخت وتازشیطان ادراکات وتخیلات واوهام آدمی است . ولی نخست درعواطف نفسانی  انسان یعنی دربیم وامید ودرآمال وآرزوهای آدمی ودرشهوت وغضب بشر تصرف میکند وسپس درافکار و اراده ای که ازاین عواطف بر می خیزد. شیطان امور باطل و زشتیها و پلیدی ها را از راه میل و رغبتی که عواطف بشری به آن دارد، در نظر آدمیان می آراید و بدین وسیله گمراهشان میکند.در این زمینه قران کریم اشاره دارد:"آری شیطان به آنان وعده می دهد ، وایشان را را درآرزو ها می افکند و جزفریب به آنان وعده نمی دهد."وسپس می فرماید:"در حقیقت او وقبیله اش ، شما را ازآنجا که آنها را نمی بینید، می بینند ما شیاطین را سرپرستان کسانی قرار دادیم که ایمان نمی آورند. "

بنابراین مشیت الهی براین است که شیاطین بتوانند انسان را درجهت شر ونادرست یاری کنند ودرتربیت منفی انسان نقشی موثروفعال داشته باشندونیزگمراهی انسان به دست شیطان ، جزای انتخاب وخواست  بشر است واینکه اهل گمراهی را گمراه می کند نیزدرچهارچوب اذن خداومشیت او و به عنوان مجازات خداونددرمورداهل گمراهی است. این سنت همیشه است .همچنانکه قران کریم می فرماید:« وازایشان هرکه راتوانستی با آوای خود تحریک کن وبا سواران وپیادگانت برآن ها بتاز وبا آنان براموال واولاد شرکت کن وبه ایشان وعده بده وشیطان جز فریب به آنان وعده ای نمی دهد.درحقیقت ، تورا بربندگان من تسلطی نیست وحمایت گری پروردگارت بس است .»شیطان در پی انحراف انسان از صراط مستقیم به صراط ضالین است ، لازم است که متوجه وسوسه های درونی خود بود . آنگاه که به چیزی احتیاج پیدا کنیم ، سعی شود که از راههای مشروع به رفع آنها پرداخته شود و از راههای نادرست پرهیز گردد . و این دشمنی شیطان که مانع تربیت صحیح انسان می گردد درایات متعددی امده است ازجمله:"ای فرزند آدم آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را مپرستید او بی تردید دشمن آشکاری برای شماست ."وبرای اینکه موانع تربیت را ازبین ببریم بهترین راه تمسک به ریسمان محکم الهی است که قران کریم می فرماید:"و اگر وسوسه ای از سوی شیطان تو را تحریک کند به خدا پناه ببر ، او شنوا و داناست . "

ودوری از یاد پروردگار تربیت شیطانی را به همراه دارد که قران کریم می فرماید:"و هر کس خود را از یاد (خدای) رحمان به کور دلی بزند بر او می گماریم که آن شیطان دمسازش باشد. "پس از اصلی ترین موانع تربیت درست ،پیروی از شیطان و یاران او می باشد و به دنبال ان هوای نفس بر انسان غالب می گرددو دوری از خداوند و فرشتگان خدا را به همراه دارد ،در نتیجه انسان در جهت سقوط از جایگاه واقعی خودش پیش می رود واز مقام خلیفه الهی و تربیت انسانی تنزل می کند به مرور قلب انسان تاریک گشته ومانع ورود و تاثیر انوار هدایت و تربیت بر انسان می شود.

نقش فرشتگان در هدایت و تربیت انسان

 

فرشتگان الهی نقش کمک و یاری رساندن به تربیت انسان و هدایت پروردگار را برعهده دارند وسجود همگی فرشتگان در ابتدای خلقت انسان بدین معناست که آنان مسخردر راه به کمال رساندن وسعادتمند ساختن انسانند و برای موفقیت و رستگاری او کار می کنند .گروهی از ایشان مامور حیات بخشی وگروهی دیگر مأمور مرگ ، وگروهی دست اندرکار روزی رسانی ، وگروهی مأمور وحی اند. وهمچنین بقیه فرشتگان هرکدام مشغول یکی از کارهای بشرند. بنابراین فرشتگان اسباب الهی ویاورانی برای انسانند که او را درراه رسیدنش به کمال یاری می کنند. خدای سبحان اززبان فرشتگان فرموده است : "ما در زندگی این جهان ودرآن جهان متولی امور شماییم ."فرشتگان واسطه گران رحمت وکرامت خداوند بر انسانند یعنی فرشتگان مؤید وراهنما ویاور آنانند که خود را تحت ولایت الهی قرارمی دهند و خواستارهدایت ورستگاری اند . در رابطه با حیات دنیوی و اخروی انسان، فرشتگان فعالیت های متعددی انجام می دهند که در ایات قران کریم مشهود است ازجمله" او تسلط كامل بر بندگان خود دارد و مراقباني بر شما مي‏فرستد، تا زماني كه يكي از شما را مرگ فرا رسد فرستادگان ما جان او را مي‏گيرند و آنها (در نگاهداري حساب اعمال بندگان) كوتاهي نمي‏كنند."وهمچنین می فرماید" و نيز هدف اين بود كساني كه خدا آگاهي به آنان بخشيده بدانند اين حقي است از سوي پروردگار تو، در نتيجه به آن ايمان بياورند و دلهايشان در برابر آن خاضع گردد و خداوند كساني را كه ايمان آوردند به سوي صراط مستقيم هدايت مي‏كند."

وبه هدایت الهی پس از خلقت اشاره می نماید:" گفت: پروردگار ما كسي است كه به هر موجودي آنچه را لازمه آفرينش او بود داده، سپس رهبريش كرده است."ونیز می فرماید:" بگو آيا هيچيك از معبودهاي شما به سوي حق هدايت مي‏كند؟ - بگو تنها خدا به حق هدايت مي‏كند آيا كسي كه هدايت به حق مي‏كند براي پيروي شايسته تر است يا آن كس كه خود هدايت نمي‏شود مگر هدايتش كنند، شما را چه مي‏شود؟ چگونه داوري مي‏كنيد؟"ویاری خداوند به تقواپیشگان تاکید می شود:" اما كساني كه در راه هدايت گام نهادند خداوند بر هدايتشان مي افزايد، آثار و اعمال صالحي كه (از انسان) باقي مي ماند در پيشگاه پروردگار تو ثوابش بيشتر و عاقبتش ارزشمندتر است."وبه طور مستقیم خداوند متعال به طلب مغفرت و بخشش فرشتگان برای زمینیان تاکید می فرماید:" نزديك است آسمانها (به خاطر نسبتهاي نارواي مشركان) از بالا متلاشي شوند، فرشتگان پيوسته تسبيح و حمد پروردگار خود را بجا مي‏آورند، و براي كساني كه در زمين هستند استغفار مي‏كنند، آگاه باشيد خداوند آمرزنده و مهربان است."وحتی برخورد قهر امیز با کافران و گمراهان که خداوند می فرماید:" و اگر ببيني كافران را به هنگامي كه فرشتگان (مرگ) جان آنها را مي‏گيرند و و پشت آنها مي‏زنند و (مي گويند) بچشيد عذاب سوزنده را (به حال آنها تاسف خواهي خورد)."وپروردگار به تقوای الهی و ترس از آتشی که فرشتگان نگهبا ان هستند فرا می خواند:" اي كساني كه ايمان آورده‏ايد! خود و خانواده خويش را از آتشي كه هيزم آن انسانها و سنگها است نگاهداريد، آتشي كه فرشتگاني بر آن گمارده شده كه خشن و سختگيرند، و هرگز مخالفت فرمان خدا نمي‏كنند و دستورات او را دقيقا اجرا مي‏نمايند!"

واستقبال فرشتگان از بهشتیان ومتقین را داریم:" باغهائي از بهشت جاويدان است كه همگي وارد آن مي‏شوند، نهرها از زير آن جريان دارد و هر چه را بخواهند در آنجا هست!* همانها كه فرشتگان (قبض ارواح) روحشان را مي‏گيرند در حالي كه پاك و پاكيزه‏اند به آنها مي‏گويند سلام بر شما باد، وارد بهشت شويد بخاطر اعمالي كه انجام مي‏داديد."پس فرشتگان الهی نقش یاری دادن به انسان وکمک به هدایت او را دارند ولی برای کسانی که خودشان بخواهند و در مسیر تربیت صحیح الهی قرار گیرند پس تصمیم، فکر و رفتار انسان در این زمینه بسیار مهم می باشد که یاری فرشتگان خداوند برانسان جاری و ساری گردد و گمراهان را فرشتگان بر انها سخت گیرند وبه عذاب وعده داده شده الهی می رسانند

وظیفه معلم و مربی در خصوص ایجاد زمینه برای تربیت الهی شاگردان

 

معلم بایستی ابتدا به تهذیب نفس پرداخته و خودش تحت ولایت و اطاعت خداوند باشد تا یاری فرشتگان نیز به او برسد چرا که معلم الگو و اسوه شاگردان بایستی باشد و به خودسازی مشغول باشد و با تقوای الهی وذکر دائمی خداوند از غفلت حتی برای یک لحظه دوری گزیند انچه که بسیار در تربیت الهی شاگردان موثر می باشد این است که معلم عامل به سفارشهایش که همان کلام گوهربار خداوند و ائمه اطهار علیهم السلام است، باشد امام علی علیه السلام درنهج البلاغه می فرمایند به خدا قسم شما را به انجام طاعتی بر نینگیختم مگرآنکه خودم برانجام آن عمل بر شما سبقت گرفتم پس به نظر بنده حقیر مهمترین زمینه تربیت، نمونه انسان کامل والگو بودن معلم است در گام بعدی ایجاد بصیرت وآگاهی در شاگردان می باشد که بسیاری از انحرافات از جهل و نادانی می باشد همچنین معلم باید ذکر قلبی که زودودن رذایل قلبی و داشتن فضایل و ذکر لسانی که گفتار برای خداوند و خاموشی برای او و ذکر عملی که رفتار و کردار مطابق با دستورات الهی می باشد را در متربی زمینه سازی نماید و بستر یاری بیشتر فرشتگان را فراهم نماید و با سوق دادن شاگردان به پناه گرفتن در سایه سار رحمت خداوند مانع نفوذ و ورود شیطان و یاران او در آنها گرددو این به وسیله مراقبت از خود و توجه دادن شاگردان به وسوسه ها و تحریکات شیطانی در انجام آنچه خداوند از انجام آنها نهی فرموده است مهیا می گردد که با معرفت به راههای نفوذ شیطان و وسوسه های او و آگاهی یافتن از مسیر صحیح هدایت الهی و رشد آدمی که توسط معلم تبیین می گردد و کمک به الگوپذیری درست وانجام رفتارشایسته متربی زمینه تربیت مطلوب مطابق با اموزه های اسلامی در شاگردان فراهم می آید.

روشهای بی تأثیر شدن فعالیت شیطان و یاران او بر تربیت منفی انسان

 

فعالیت شیطان و یارانش هنگامی بر انسان تاثیر می گذارد که انسان خودش بخواهد و خود را از ولایت الهی خارج سازد و تحت سیطره شیطان قرار دهد پس بهترین روش این است که تقوای الهی پیشه سازدو به طور دائمی یاد خداوند در قلب،زبان و رفتار او متجلی باشد و به خداوند متعال پناه برد و اجازه ورود شیطان را به فکر، اندیشه و قلب خود ندهد همچنان که قران کریم می فرماید:"و کسانی که تقوا پیشه کرده اند ، هنگامی که وسوسه از شیطان به آنان می رسد و برگرد قلبشان می گردد تا در آن جا  گیرد ، خدا را به یاد می آورند و کار خود را به او وا می گذارند و او پرده غفلت را از آنان می زداید و ناگهان بینا می شوند ."پس توکل و واگذاری امور به خداوند متعال و دوری ازغفلت و داشتن بصیرت و بینش از روشهای بی تاثیر شدن فعالیت شیطان در تربیت منفی ادمی می باشد.پس همانطور که قران کریم فرموده است تو هیچ یک از بندگان مرا نمی توانی گمراه سازی ، توراهی بربندگان من نداری ، جز آنان که خود از تو پیروی کنند، خودبخواهند که تودرایشان نفوذ کنی ، حکومت شیطان فقط براهل گمراهی است ، نه برهمه مردمان.بهترین راه خود کنترلی و خود ارزشیابی می باشدو در این زمینه قران کریم می فرماید:"تسلط او فقط برای کسانی است که وی را به سرپرستی برمی گیرند ، وبر کسانی که آنها به خدا شرک می ورزند ."ونیز داریم:"بر شیطان مقرر شده است که هر کس اورا به دوستی گیرد ، قطعا اووی را گمراه می سازد وبه عذاب آتشش می کشاند."پس بایستی خداوند را ولی خود فرار داد و از سرپرستی شیطان ودوستی با اودوری گزید.میدان تاخت وتازشیطان ادراکات وتخیلات واوهام آدمی است . ولی نخست درعواطف نفسانی  انسان یعنی دربیم وامید ودرآمال وآرزوهای آدمی ودرشهوت وغضب بشر تصرف می کند وسپس درافکار و اراده ای که ازاین عواطف بر می خیزد. شیطان امور باطل و زشتیها و پلیدی ها را از راه میل و رغبتی که عواطف بشری به آن دارد، در نظر آدمیان می آراید و بدین وسیله گمراهشان می کند.برای همین است که امام علی علیه السلام انسان را از ارزوهای دور و دراز برحذر می دارندپس از روشهای بی تاثیر شدن اقدامات شیطان یاد خدا و از او کمک خواستن جهت غلبه بر وسوسه های شیطانی می باشدهمچنین خودسازی از طریق انجام وظایف الهی  (یا ایها الذین امنوا علیکم انفسکم ) مثل نماز، روزه داری و زکات و نیزتفکرو تعقل در وسوسه ها به منظور شناخت آنها که قران کریم می فرماید:شیطان گروه بسیاری از شما را گمراه کرد آیا تعقل نمی کردیدودر پایان طی کردن مراحل سیر و سلوک به سمت خداوند بامشارطه، مراقبه و محاسبه نفس که پیامبر گرامی اسلام فرمودند حاسبوا قبل ان تحاسبوا به حساب خویش برسید قبل از انکه به حساب شما برسند لذا حسابرسی و بررسی افکار، اعمال و رفتار ادمی و مطابقت ان با اوامر و نواهی الهی وقتی به طور دائمی صورت پذیرد فعالیت شیطان و ایادی او را بی تاثیر می سازدوبالاتر از ان مانع از نفوذ شیطان در وجود ادمی می گردد.

وظیفه معلم و مربی در رابطه با ارامش روان نسبت به شاگردان

به نظر بنده معلم ابتدا باید خودش از ارامش قلبی و روحی برخوردار باشد و الگو واسوه شاگردان خویش باشدوهمچنین معلم بایستی از هدایت های الهی نسبت به وظایف خود و مسئولیت هایش نسبت به تعلیم و تربیت متربیان پیروی نماید و همچنین او بایدبه تفهیم اهداف، مبانی و روشهای تربیتی که متربی را در مسیر تعالی به آرامش می رساند بپرازدو تعلیم وتربیت را به عنوان هدایت رشد فرد در مسیر تعالی با توجه به عوامل تأثیر گذار بر سلامت روانی. یاد خدا ،آرامش قلب ،توکل الهی ،پاداش نیکو ، گوش سپردن به فرامین الهی ،عمل به فرامین الهی مدنظر قراردهداو بایستی شاگردان را با خداوند و صفات وهدایت های اوو یاد خدا و آرامش قلب وگناه و کدورت قلب آشنا سازدو مهم اینکه یاد خدا و توکل بر او که آرام بخش است را در شاگردان ایجاد سازدو با شنیدن اخبار امیدوار کننده که تسکین دهنده قلب است وپیروی از فرامین الهی از اضطراب جلوگیری نماید. وباتبیین حمایتهای اجتماعی که بر سلامت روانی تأثیر دارد شاگرد را اجتماعی پرورش دهدو به ذکر صفات خداوند، کمک به مستمندان ، پاکی دل و دور نگه داشتن از فساد، تواضع و فروتنی نسبت به فرامین الهی برای شاگردان توجه نمایدودر پایان معلم به بررسی میزان موفقیت متربیان در فهم و عمل به هدایت های الهی همچنین بررسی میزان رضایتمندی والدین از عملکرد فرزندانشان در محیط خانواده،از شروع یک دوره تحصیلی تا پایان آن ها بررسی میزان رضایتمندی شاگرد ،از فعالیت های آموزشی معلمان و اولیاء مدرسه در طول یک دوره تحصیلی، باز نگری استلزامات تربیتی و دلالت های ضمنی توصیه شده در فرایند تعلیم و تربیت بپردازد و از لحاظ رفتار خودش نیز عامل به گفته هایش باشد و در قلب خویش یاد خداوند را همیشه نورانی نگه دارد و تمام تلاش خود را برای یاد خدا و اموزش ان به شاگردان مبذول دارد وارامش روحی تنها در یادخداوند می باشد که هرکس از یاد خداوند اعراض نماید زندگی او همراه باسختی می شود و تبیین و نهادینه ساختن یادخدا و رساندن شاگردان به ارامش روحی مهمترین وظیفه معلم الهی می باشد.

ذکر الله و رابطه آن با آرامش روحی انسان

یاد خداوند متعال در سه جنبه قلبی، زبانی و عملی وجود دارد اینکه انسان قلبش را سرشار از فضایل نماید و از رذایل دور سازدوزبانش از گناه و معصیت مبرا و مترنم به یاد پروردگار و رفتارش در جهت طاعت ،عبادت و بندگی رب العالمین باشد آرامش و سکینه برای انسان به ارمغان می اورد،یکی از تاثیر گذارترین عامل های آرامش بخش در زندگی یاد خداوند است همانا با یاد خدا دلها آرام می شود.انسان در جهانی وسیع و نا شناخته و با عشق و علاقه به سوی کمال و کسب مقام دانستگی است. او در این مسیر پر رنج و مسئله، نیاز به راهنما و معلمی مقتدر و توانا و عالم به هر چه آشکار و پنهان است ،دارد. لذا قلب انسان در یک فضای نا آشنا و نا امنی قرار گرفته است ،اما وقتی خدا را با جمیع صفاتش یاد می کند،خدایی که هر آن چه او محتاج است داراست  و به او عنایت می کند،قلبش آرامش و اطمینان می یابد.« أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ » «آگاه باشید که دلها فقط به یاد خدا آرام می گیرد»فرد در این حالت خود را به منبع لایتناهی قدرت و کمال متصل می بیند و از تنهایی و استیصال رها میشود .تاثیر عاطفی یاد خدا پیدایش آرامش در روان و جسم فرد است .بلکه مهربانی و بخشندگی ،ایثار همدلی و دوستی از سر و روی انسان می بارد و احساس امنیت فضای معرفتی او را فرا می گیرد.ودر قران کریم داریم که«آن گاه پوستشان و دلشان به یاد خدا نرم می گردد و آرامش می یابد این هدایت خداست هر که بخواهد او راهنمایی می کند» .خداوند هادی انسان در صراط مستقیم و آرامش دهنده قلب اوست،هیچ چیز و هیچ کس دیگر قادر به این کار نیست.
ادامه نوشته

مسولیت سنگین است

مقام معظم رهبری در شانزدهم فروردين سال 1389 در ديدار نوروزي مسئولان با ظرافت و دقت تمام تذكر دادند:

 «از لحظه لحظه روزهاي مسئوليت من و شما سؤال خواهد شد... از ما سؤال   مي كنند در فلان قضيه، مسئوليت تان چه بود؟ جزئيات مسئوليت را بايد بدانيد.

اگر ندانيم، سؤال مي كنند كه چرا نمي دانستي مسئوليت اين است؟ چه طور غفلت كردي؟ وقتي هم كه بدانيم، می پرسند حالا اين مسئوليت را چطور ادا كرديد؟ طول مي كشد تا شرح بدهيم، تا بيان كنيم، تا عذر بياوريم ....

و همه بدهكاريم...».

بيانات و دغدغه هاي رهبر عزيز در خصوص مسائل فرهنگي

معمولاً گنج‌ها را یا از زیر زمین پیدا می‌کنند یا از زیر دریاها. آنهایی که از زیر زمین یافت می‌شوند، خاک گرفته و پوسیده هستند. آنهایی که از زیر دریاها یافت می‌شوند، زنگار گرفته و پوسیده. برای یافتن گنج باید زمین و دریا را وجب به وجب گشت و به عمق خاک‌ها و آب‌ها رفت. ما نیز گنجی یافته‌ایم. اما نه از زیر خاک و آب، نه با کندن و زیر و رو کردن و رفتن به اعماق، گنج را بر روی زمین یافتیم. برقی به چشمانمان خورد و دنبال برق را گرفتیم تا آن را یافتیم.

طرح دغدغه :
بنده به عنوان گران بارترین مسئوول در نظام جمهوری اسلامی که سنگینی این بار را هم خیلی خوب و با همه وجود حس می کنم، در عالم سیاست هیچ دغدغه ای ندارم.چون امروز در میدان سیاست در
دنیا وضع ما بسیار خوب است و دشمن را دنبال خودمان می کشیم...
در عرصه اقتصادی _ که فصل مهمی از مسائل کشور است بنده از لحاظ حرکت اقتصادی جامعه، هیچ نگرانی ندارم. چون در این زمینه ، کاری در حال انجام است و در مجموع که نگاه می کنیم کار بدی نیست...
واما در عرصه ی فرهنگ بنده به معنای واقعی کلمه احساس نگرانی می کنم.این دغدغه از آن دغدغه هایی است که آدمی به خاطر آن گاهی ممکن است نصف شب هم از خواب بیدار شود و به درگاه پروردگار تضرع کند، من چنين دغدغه اي دارم.
دغدغه فرهنگي شبيه دغد غه در ميدان جنگ است و به معناي رها كردن سنگر، عقب نشيني و نااميدشدن نيست.
ما بايد مقوله فرهنگ را از نو ارزيابي كنيم .من به ذهنم اين طور مي رسد كه ، در نظام جمهوري اسلامي ، مقوله فرهنگ را قدري دست كم گرفته ايم . به نظر من تاثير فرهنگ ، هم به عنوان يك عامل اصلي و تعيين كننده در رفتارهاي فردي و اجتماعي كشور وامت مان ؛ وهم به عنوان يك حامل براي تاثيرات و اثرگذاريهاي سياسي مغفول عنه قرار گرفته و آنچه كه بايد و شايد نيست.
حرفهايي زده مي شود، چيزهايي مي گوييم، بنده خودم مطالبي را زياد تكرار مي كنم، ليكن در مقام عمل مي بينم كه بهاي آنچناني داده نمي شود
اين مطلب را حتما بخوانيد:
خلاصه ی كتاب دغدغه هاي فرهنگي
http://eomre.ir/viewtopic.php?f=13&t=33&sid=d41aff479175176760e873dc8823c415#p42
بيانات و دغدغه هاي رهبر عزيز در خصوص مسائل فرهنگي

ایستگاه تفکر!

چهار چیز است که نمی‌توان آن‌ها را بازگرداند...
1.    سنگ ... پس از رها کردن!
2.    حرف ... پس از گفتن!
3.    موقعیت... پس از پایان یافتن!
4.    و زمان ... پس از گذشتن!

براستی برای تغییر وتحول مطلوب چقدر تعلل وکاهلی کرده ایم؟؟؟

پرواز شاهین

پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند. یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین‌ها تربیت شده و آماده شکار است اما نمی‌داند چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخه‌ای قرار داده تکان نخورده است.

این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار، کاری کنند که شاهین پرواز کند. اما هیچکدام نتوانستند. روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام کنند که هر کس بتواند شاهین را به پرواز درآورد پاداش خوبی از پادشاه دریافت خواهد کرد. صبح روز بعد پادشاه دید که شاهین دوم نیز با چالاکی تمام در باغ در حال پرواز است. پادشاه دستور داد تا معجزه‌گر شاهین را نزد او بیاورند.

درباریان کشاورزی متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست که شاهین را به پرواز درآورد. پادشاه پرسید: «تو شاهین را به پرواز درآوردی؟ چگونه این کار را کردی؟ شاید جادوگر هستی؟»

کشاورز که ترسیده بود گفت: «سرورم، کار ساده‌ای بود، من فقط شاخه‌ای را که شاهین روی آن نشسته بود بریدم. شاهین فهمید که بال دارد و شروع به پرواز کرد.»


ادامه نوشته

روزی زندگی؟!

ای فرزند آدم !رزق وروزی دو گونه است،روزیی که تو آن را جویی وروزیی  که تو را می جوید،که اگر به سراغش نروی به سوی تو می آید.پس اندوه سال خود را بر اندوه امروزت منه، که بر طرف کردن اندوه هر روز  از عمر، تو را کافی است.
اگر سال آینده در شمار عمر تو باشد همانا خدای بزرگ در هر روز سهم تو را خواهد داد،و اگر از شمار عمرت نباشد تورا با اندوه  آن،چه کار است؟      که هرگز جوینده ای در گرفتن سهم تو بر تو پیشی نگیرد ،وچیره شونده ای  بر توچیره نگردد،وآنچه برای تومقدَر گشته بی کم وکاست به توخواهدرسید.  

موسم حج فرا می رسد و دلمان هوای مکه و مدینه می کند کاش برسیم دلم در مدینه جای گرفته است چه کنیم....

به نام خدای کعبه
خدای کعبه، خدای زیبای من، برای تو می نویسم .... برای تو که به عمق تمام داشته ها و نداشته هایم دوستت دارم .... خدایا برای تو می نویسم، از دلتنگی ها، خستگی ها، دلزدگی های این دنیای دنی، برای تو می نویسم ....
یادت می آید خدا؟؟؟ .... یادت می آید چگونه دعوتم کردی؟ یادت می آید آن صبح دل انگیزی که انگار ناخود آگاه چیزی به دلم برات شده بود .... حسی بین خوف و رجا ! بین عشق و امید .... لحظات دل پذیری که هنوز هم با یاد آوری آنها، انگار خونی تازه به رگان خشکیده قلب و روحم می دود....
آری، دعوتم کردی، بی آنکه لایق دیدارت باشم، به دیدنت دعوتم کردی .... گفتی بیا .... گفتی گر " گبر و بت پرستی باز آی" ، گفتی توبه ام را پذیرفته ای .... گفتی با تمام بدی هایم، بخشیده ای مرا، گفتی بیا .... گفتی التماس هایم را دیده ای .... گفتی صدای قلبم را شنیده ای .... گفتی خستگی هایم را نظاره کرده ای .... گفتی بیا ....
چه قدر لحظات زیبایی بود، خواستم با تمام وجود در کالبدم حبسشان کنم، اما نشد.... چه قدر لحظات سختی بود لحظات انتظار و اضطراب .... و آخر به سر آمد .... تنهای تنها آمدم .... آمدم به توکل وجودت، به توکل نام زیبایت .... آمدم!
مدینه، مدینه، مدینه .... آه، که هنوز هم پس از مدتها دوری، جگرم از غربت مدینه آتش می گیرد .... چه قدر زیبا بود .... چه قدر خواستنی بود .... خدایا دلم دوباره مدینه می خواهد .... دلم دوباره نیمه شب هایی را می خواهد که برای ملاقاتت سر از پا نمی شناختم .... عاشقانه به سویت می دویدم .... گویی " همه سر چشم شده بودم و خیره به دنبال تو می گشتم" ....چه قدر دلم برای آن لحظات تنگ شده است .... خدایا دلم دوباره مدینه می خواهد .... دلم دوباره " روضه" می خواهد .... دلم ستون توبه می خواهد .... خدایا دلم دوباره به حلقه های بقیع گره خورده است .... خدایا دلم در مدینه جا مانده است .... خدایا، دوباره دل بی کینه ام را می خواهم .... خدایا! گم شده ام در این دنیا .... خدایا دلم دوباره هوای تو را کرده است ..... دوباره دلم برای لحظات پر اضطراب مسجد الحرام، برای سعی صفا و مروه، برای طواف نسا، برای مقام والای ابراهیم و حجر زیبای اسماعیل تنگ شده است .... خدایا دلم برای جای قدمهای فاطمه (س) و علی (ع) تنگ شده است .... دلم برای خانه سیاه پوش زیبایت تنگ شده است .... دلم برای لحظاتی که در ردیف دوم مسجدالحرام، چشم در چشم ناودان طلا، عاشقانه می بوسیدمت تنگ شده است .... دلم هوای مدینه کرده است .... هوای مکه دلم را دیوانه کرده است....
خدای من! دوباره بخوان مرا .... مهربانم! گم شده ام .... دلم دارد از دست می رود .... کاری کن .... کاری کن .... چشمانم امانم را بریده اند .... بزرگم! کاری کن ....
خدای مهربان من! احساسم در وجودم یخ زده است، خدایا روحم دستان گرما بخش مهربانت را می خواهد .... بخشنده من! دوباره در آغوش رحمتت بگیر مرا، خدایا در کوچه پس کوچه های این زندگی زمینی گم شده ام، دوباره قطب نمای زندگیم باش، خدایا! احساس جدا شدن دستانم از دستانت، حتی یک آن، دیوانه ام می کند .... خالق من! چه شده است مرا؟ .... چرا دیگر عاشقانه جوابم را نمی دهی؟ عزیزم! تو همان خدایی ... اما من .... اما من .... اما من عوض شده ام .... بد شده ام،با گناه زشت شده ام .... مرا ببخش .....
خدایا! نکند از چشمان زیبایت به دور افتاده ام .... نکند بگویی دیگر نمی خواهی گنهکاری چون مرا .... نکند جزئی از آنان شده ام که رهایشان کرده ای تا به قیامت .... نکند آن قدر بنده بدی شده ام که لیاقت بخشیده شدن ندارم .... خالق بال پروانه! من حقیرم، من ناتوانم، من بدم، من فراموشکارم، من انسانم .... اما تو .... تو بزرگی، تو قادری، تو خوبی، تو بخشنده ای، تو خدایی!
تو را به بزرگیت، به زیبایی ات، به هزار و یک نام والایت، تو را به بانوی یاس، تو را به عطر خوش احساس، تو را به چشمان خسته علی(ع)، تو را به دل شکسته و تشنه مولا ... قسم! رهایم نکن.....
ببین، ببین چگونه در این کویر بی آب و علف دست و پا می زنم، ببین در این خشکی احساس چه تمنایی  می کنم، ببین دستان خالیم را، ببین چشمهای بارانیم را ....
مرا ببخش، یاریم کن، یاریم کن، یاریم کن.....منبع : لبیک